محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

401

مخزن الأدوية ( ط . ج )

محفوظ دارند كه در آن داخل نشود و چون نوع سياه منقط سرخ آن را گرفته در روغن اندازند و مدت شش ماه در آفتاب گذارند جهت قلع فرطه كه مقدمه كچلى است مؤثر هر چند مزمن شده باشد و طلاى محرق آن با خردل جهت انبات شعر و با قيروطى جهت بياض اظفار . مقدار شربت آن : يك عدد سوخته آن و گفته‌اند سه طسوج و زياده كشنده است به درد و تقرح مثانه و مغص و بول الدم و احتباس آن و غشى و حمى حاد و اختلاط و ورم قضيب و نواحى آن و التهاب و حرقت دهان و معالجه آن قى فرمودن به ماء الشبت مطبوخ و روغن گاو و آب گرم ممزوج به روغن كنجد و احتقان به كشك و ماء الشعير مطبوخ با روغن گل و روغن تخم كتان و آشاميدن شير گاو تازه دوشيده و آب گوشتهاى چرب و آشاميدن آب برگ خرفه تازه با كره و ادهان بارده و فالوده‌هاى لينه و چكانيدن روغن گل و سفيده بيضه مرغ در احليل و گفته‌اند پر و پاهاى آن ترياق آنست و بعضى بالعكس گفته‌اند و همه بىاصل است . ذرت به ضم ذال معجمه و فتح راى مهمله و تا جاورس هندى است و به هندى جوار نامند . ماهيت آن : حبى است سفيد و شيرين از عدس بزرگتر و در خوشه بزرگى پر از دانه و نبات آن به قدر يك قامت و كمتر و زياده بر آن و شبيه به نيشكر و نبات خندروس و بهترين آن سفيد بزرگ دانه سنگين شيرين آنست . طبيعت آن : سرد و خشك . افعال و خواص آن : قوى الغذا و غليظتر از دخن و مجفف و حابس اسهال و در جميع افعال مانند خندروس است مصلح و ملطف آن روغن‌ها و شيرينىها و ضماد آن مبرد و مجفف و رادع و همچنين جميع اجزاى گياه آن . ذرق ابو حنيفه گويد به لغت تازى نباتى را گويند كه شبيه به گندنا و بر سر نبات آن غلافى كه تخم آن در آن باشد و در تر و تازگى آن را بخورند و چون خشك گردد نخورند و بيخ آن به شكل پياز و رنگ آن سياه و چون پوست سياه آن را جدا كنند مغز آن سفيد مانند پياز باشد و طعم آن شيرين و پر آب و بعضى آن را حندقوقا گفته‌اند . فصل الذال مع النون ذنب الخيل به فتح ذال معجمه و نون و باى موحده و الف و لام و فتح خا و سكون ياى مثناة تحتانيه و لام و در شام مشهور به ذنب الفرس . ماهيت آن : دو نوع مىباشد يك نوع نباتى است كه در قرب آبها و خندقها بسيار مىرويد و شاخ‌هاى آن مجوف و بسيار و مايل به سرخى و با خشونت و پر گره و گره‌هاى آن به هم متصل و برگ آن باريك شبيه به دم اسب و برگ اذخر و بر اشجار مجاور خود مىپيچد و تا بالاى درخت مىرود و از آن آويخته مىشود شبيه به دم اسب و بيخ آن خشبى صلب و بىگل و ثمر مىباشد و بعضى گويند گل آن ما بين سفيدى و كبودى و قوّت آن مدتها باقى مىماند و نوع ديگر آنكه اطراف آن كوتاه‌تر از اطراف نوع اول و از آن سفيدتر و ابو حنيفه گفته لحية التيس است و در زمين عرب بسيار و عصاره آن در معدن آن منجمد و خشك نشود تا آن را بر زمين ديگر نقل نكنند و در كتاب حشايش آورده كه آن را كرفس كوهى نامند . طبيعت آن : در اول دويّم سرد و در آخر آن خشك . افعال و خواص آن : قابض و بىلذع و قاطع نزف الدم و نفث الدم زنان و جهت سرفه مزمن و امراض سينه و عسر النفس حار و استسقا و ورم حار جگر و اقسام اسهالات حاره هنگامى كه تب نباشد و قرحه امعا و جراحت مثانه و كثرت شرب آن جهت التحام فتق و التيام روده مقطوع مؤثر شرباً و حقنتاً و ضماد آن جهت التيام جراحات عظيمه و عصب مقطوع و قيله امعا و ورم مقعده و اورام حاره اعضا و سعوط عصاره آن جهت رفع رعاف نافع . مقدار شربت آن : يك درم . و مولد سودا ، مصلح آن شكر و روغن بادام . بدل آن : انجبار و صاحب اختيارات گفته كه نوعى از لحية التيس است و بسيار استعمال آن مرخى اعصاب و مصلح آن بنفشه و ضماد نوع دويّم آن با سركه جهت جراحات خبيثه و اورام مقعده و كبد و استسقا مفيد است . ذنب الخروف به فتح خاى معجمه و ضم را و سكون واو و فا . ماهيت آن : گياهى است بيخ آن باريك و شاخ‌هاى آن سفيد و مجوف و برگ آن از هم دور شبيه به برگ راسن و گل آن زرد شبيه به گل رشاد برّى و تخم آن باريك و طعم جميع اجزاى آن مايل به تلخى و تندى و با اندك لزوجت و در شام خصوصاً بيت المقدس كثير الوجود . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و در سيّم خشك و گفته‌اند در آخر دويّم گرم و خشك است و با رطوبت فضليه . افعال و خواص آن : آشاميدن آن مسكن مغص و محلل رياح و قاطع خون و رافع سپرز و دافع اذيت گزيده كلب و به دستور